zufrieden

Aussprache: /ˈtsuːfriːdn̩/
Worttrennung: zu·frie·den
صفت

راضی، خشنود

Bedeutungen

1

احساس رضایت و خشنودی از یک وضعیت، نتیجه یا شخص.

  • Sie ist mit ihrer Arbeit sehr zufrieden.او از کارش بسیار راضی است.
  • Der Kunde war mit dem Service zufrieden.مشتری از خدمات راضی بود.
  • Ich bin zufrieden, wenn du glücklich bist.من راضی هستم وقتی که تو خوشحال باشی.
2

بیانگر عدم تمایل به تغییر یا بهبود بیشتر، زیرا وضعیت فعلی قابل قبول است.

  • Er ist mit seinem Leben zufrieden und plant keine großen Änderungen.او از زندگی‌اش راضی است و برنامه‌ای برای تغییرات بزرگ ندارد.
  • Die Ergebnisse sind zufriedenstellend, aber nicht herausragend.نتایج رضایت‌بخش هستند، اما برجسته نیستند.
  • Wir sind zufrieden, solange die grundlegenden Bedürfnisse erfüllt sind.ما تا زمانی که نیازهای اساسی برآورده شوند، راضی هستیم.