zugehen

Aussprache: /ˈtsuːˌɡeːən/
Worttrennung: zu·ge·hen
فعل

نزدیک شدن، بسته شدن، در جریان بودن، رسیدن

Bedeutungen

1 auf + Akkusativ (auf jemanden / etwas zugehen)

قدم برداشتن و نزدیک شدن به سمت کسی یا چیزی با هدف ارتباط یا رویارویی

  • Er ging auf sie zu, um ihr zu helfen.او به سمت او رفت تا به او کمک کند.
  • Sei vorsichtig, wenn du auf fremde Hunde zugehst.وقتی به سمت سگ‌های غریبه می‌روی، مراقب باش.
2 intransitiv (بدون مفعول)

بسته شدن (مخالف aufgehen برای در، پنجره، زیپ، چمدان)

  • Die Tür ging von selbst zu.در خودش بسته شد.
  • Bitte den Reißverschluss des Rucksacks gut zugehen.لطفاً زیپ کوله‌پشتی را خوب ببند.
3 es geht (bei + Dativ)

شیوه پیش رفتن و در جریان بودن یک رویداد یا اوضاع (با فاعل es)

  • Wie geht die Sache zu? Wir wissen es nicht.اوضاع چگونه پیش می‌رود؟ ما نمی‌دانیم.
  • Es ging bei dem Treffen um wichtige Entscheidungen.در جلسه درباره تصمیمات مهمی صحبت شد.
4 Dativ (jemandem geht etwas zu)

رسیدن و ابلاغ شدن اطلاعات، اسناد یا نامه به دست شخص

  • Mir ist gestern ein wichtiger Brief zugangen.دیروز یک نامه مهم به دستم رسید.
  • Wird Ihnen die Einladung noch rechtzeitig zugehen?آیا دعوت‌نامه به موقع به دست شما خواهد رسید؟
5 intransitiv (بدون مفعول)

عجله کردن و تندتر راه رفتن (عامیانه)

  • Mach schon, geh ein bisschen zu!زود باش، کمی تندتر برو!
  • Er ging die Straße entlang, ohne jemanden anzusehen.او در خیابان راه می‌رفت بدون اینکه به کسی نگاه کند.