zugehen
نزدیک شدن، بسته شدن، در جریان بودن، رسیدن
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ (auf jemanden / etwas zugehen)
قدم برداشتن و نزدیک شدن به سمت کسی یا چیزی با هدف ارتباط یا رویارویی
- Er ging auf sie zu, um ihr zu helfen.او به سمت او رفت تا به او کمک کند.
- Sei vorsichtig, wenn du auf fremde Hunde zugehst.وقتی به سمت سگهای غریبه میروی، مراقب باش.
2
intransitiv (بدون مفعول)
بسته شدن (مخالف aufgehen برای در، پنجره، زیپ، چمدان)
- Die Tür ging von selbst zu.در خودش بسته شد.
- Bitte den Reißverschluss des Rucksacks gut zugehen.لطفاً زیپ کولهپشتی را خوب ببند.
3
es geht (bei + Dativ)
شیوه پیش رفتن و در جریان بودن یک رویداد یا اوضاع (با فاعل es)
- Wie geht die Sache zu? Wir wissen es nicht.اوضاع چگونه پیش میرود؟ ما نمیدانیم.
- Es ging bei dem Treffen um wichtige Entscheidungen.در جلسه درباره تصمیمات مهمی صحبت شد.
4
Dativ (jemandem geht etwas zu)
رسیدن و ابلاغ شدن اطلاعات، اسناد یا نامه به دست شخص
- Mir ist gestern ein wichtiger Brief zugangen.دیروز یک نامه مهم به دستم رسید.
- Wird Ihnen die Einladung noch rechtzeitig zugehen?آیا دعوتنامه به موقع به دست شما خواهد رسید؟
5
intransitiv (بدون مفعول)
عجله کردن و تندتر راه رفتن (عامیانه)
- Mach schon, geh ein bisschen zu!زود باش، کمی تندتر برو!
- Er ging die Straße entlang, ohne jemanden anzusehen.او در خیابان راه میرفت بدون اینکه به کسی نگاه کند.