zugehörig

Aussprache: /ˈtsuːɡəˌhøːrɪç/
Worttrennung: zu·ge·hö·rig
صفت

مربوطه، وابسته، متعلق

Bedeutungen

1

به چیزی یا کسی تعلق داشتن؛ بخشی از یک مجموعه یا گروه بودن.

  • Diese Dokumente sind dem Projekt zugehörig.این اسناد به پروژه مربوط هستند.
  • Er fühlt sich nicht mehr der alten Gruppe zugehörig.او دیگر خود را متعلق به گروه قدیمی نمی‌داند.
  • Die Möbel sind dem Haus zugehörig und können nicht separat verkauft werden.مبلمان متعلق به خانه هستند و نمی‌توان آن‌ها را جداگانه فروخت.
2

مرتبط یا وابسته به یک موضوع، زمینه یا مفهوم خاص.

  • Die Analyse der zugehörigen Daten ergab interessante Ergebnisse.تجزیه و تحلیل داده‌های مرتبط نتایج جالبی به دست داد.
  • Wir müssen die zugehörigen Kosten berücksichtigen.ما باید هزینه‌های وابسته را در نظر بگیریم.
  • Die zugehörige Software muss installiert werden.نرم‌افزار مربوطه باید نصب شود.