zuneigen

Aussprache: /ˈtsuːˌnaɪ̯ɡn̩/
Wortzerlegung: zu·nei·gen
فعل

تمایل داشتن، متمایل شدن (به سمت چیزی یا کسی)، خم شدن

Beispiele

  • Die Tulpen ''neigen'' sich der Sonne ''zu''.لاله‌ها به سمت خورشید خم می‌شوند.
  • Sie ''neigt'' ihm den Kopf ''zu'' und streicht mit den Fingern über das blanke Holz des Tresens.او سرش را به سمت او خم می‌کند و انگشتانش را روی چوب براق پیشخوان می‌کشد.

Bedeutungen

1 sich + Dativ

به سمت چیزی یا کسی متمایل شدن، خم شدن (فیزیکی)

  • Die Blumen neigen sich der Sonne zu.گل‌ها به سمت خورشید متمایل می‌شوند.
  • Sie neigte sich dem Kind zu, um es zu küssen.او به سمت کودک خم شد تا او را ببوسد.
2 Dativ

به چیزی یا کسی گرایش داشتن، علاقه یا همدردی نشان دادن (مجازی)

  • Er neigt der Kunst zu und verbringt viel Zeit in Museen.او به هنر گرایش دارد و وقت زیادی را در موزه‌ها می‌گذراند.
  • Das Publikum neigte dem neuen Künstler zu und applaudierte lange.حضار به هنرمند جدید علاقه نشان دادند و مدت طولانی تشویق کردند.