zuriegeln
قفل کردن، بستن (با میله یا چفت)
Beispiele
- Vergiss nicht, hinter dir die Tür ''zuzuriegeln''!فراموش نکن که پشت سرت در را قفل کنی!
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) zuriegeln
در یا پنجرهای را با چفت یا قفل بستن تا باز نشود.
- Bitte vergiss nicht, die Tür zuzuriegeln.لطفاً فراموش نکنید که در را چفت کنید.
- Sie hat alle Fenster zugeriegelt, bevor sie ging.او قبل از رفتن، تمام پنجرهها را چفت کرد.