zugeritten

Aussprache: /ˈtsuːɡəˌrɪtn̩/
Wortzerlegung: zu·ge·rit·ten
Partizip II

رام شده، آموزش دیده (برای سوارکاری)

Bedeutungen

1 Nominativ, Akkusativ, Dativ, Genitiv

صفت مفعولی برای اسبی که به طور حرفه‌ای و کامل تربیت شده و آماده سوارکاری یا نمایش است.

  • Das gut zugerittene Pferd absolvierte die Prüfung fehlerfrei.اسب به خوبی تربیت شده، آزمون را بدون خطا گذراند.
  • Sie suchte ein erfahrenes Pferd, das bereits zugeritten war.او به دنبال اسبی باتجربه بود که از قبل تربیت شده باشد.
2 Nominativ, Akkusativ, Dativ, Genitiv

صفت مفعولی برای فردی که به طور تخصصی برای موقعیت یا وظیفه‌ای خاص آماده و تربیت شده است.

  • Die neu zugerittenen Manager zeigten großes Potenzial.مدیران تازه تربیت شده، پتانسیل بالایی از خود نشان دادند.
  • Er fühlte sich durch die jahrelange Ausbildung bestens zugeritten für die Herausforderung.او با احساس اینکه سال‌ها آموزش او را به بهترین نحو برای این چالش آماده کرده است.