zuschleifen

Aussprache: /ˈt͡suːˌʃlaɪ̯fn̩/
Worttrennung: zu·schlei·fen
فعل

تراشیدن، صیقل دادن (برای شکل دادن)

Bedeutungen

1 Akkusativ

با سایش یا تراشیدن، چیزی را به شکل خاصی درآوردن، صاف کردن یا تیز کردن

  • Der Handwerker schleift die Kanten des Holzes zu.صنعتگر لبه‌های چوب را صاف می‌کند.
  • Er hat das Messer scharf zugeschliffen.او چاقو را تیز کرده است.
2 Akkusativ

(مجازی) چیزی را با تلاش زیاد به شکلی خاص درآوردن یا آماده کردن

  • Sie mussten den Vertrag noch etwas zuschleifen, bis er perfekt war.آنها مجبور بودند قرارداد را کمی بیشتر اصلاح کنند تا کامل شود.
  • Der Trainer schleift die Mannschaft für das Finale zu.مربی تیم را برای فینال آماده می‌کند.