zuschieben

Aussprache: /ˈtsuːˌʃiːbn̩/
Wortzerlegung: zu·schie·ben
فعل

بستن (با هل دادن)، هل دادن به سمت کسی، به گردن کسی انداختن

Bedeutungen

1 Akkusativ / Dativ + Akkusativ

در یا پنجره کشویی را با هل دادن بستن، یا چیزی را به سمت کسی هل دادن

  • Er schob die Schranktür fest zu.او درب کمد را محکم بست (با هل دادن).
  • Sie schob ihm den Salzstreuer leise zu.او نمکدان را آرام به سمت او هل داد.
2 jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) zuschieben

تقصیر، اشتباه یا مسئولیت کاری را به گردن دیگری انداختن

  • Warum versuchst du immer, mir die Schuld zuzuschieben?چرا همیشه سعی می‌کنی تقصیر را به گردن من بیندازی؟
  • Die beiden Abteilungen schieben sich die Verantwortung gegenseitig zu.دو بخش مسئولیت را متقابلاً به گردن یکدیگر می‌اندازند.