zuschustern

Aussprache: /ˈtsuːˌʃuːstɐn/
Wortzerlegung: zu·schus·tern
فعل

به طور غیرقانونی یا ناعادلانه به کسی رساندن، سرهم کردن (کار یا پول)

Beispiele

  • Schuld seien die sieben beteiligten Partner, heißt es, weil jeder mehr Wert darauf lege, der heimischen Industrie Aufträge ''zuzuschustern'', anstatt pünktlich das für den Bau benötigte Geld zu überweisen.گفته می‌شود تقصیر هفت شریک درگیر است، زیرا هر کدام بیشتر به این اهمیت می‌دهند که به صنعت داخلی سفارشات را سرهم کنند، تا اینکه پول مورد نیاز برای ساخت را به موقع حواله کنند.

Bedeutungen

1 jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ)

چیزی (معمولاً کار، مسئولیت یا مزیت) را به صورت پنهانی، غیررسمی یا گاهی ناعادلانه به کسی واگذار کردن

  • Man hat ihm den Auftrag zugeschustert, obwohl er nicht qualifiziert war.آنها این سفارش را به او واگذار کردند، با اینکه او واجد شرایط نبود.
  • Sie versuchen, ihm die undankbare Aufgabe zuzuschustern.آنها سعی می‌کنند کار ناخوشایند را به او واگذار کنند.