zuspielen

Aussprache: /ˈt͡suːˌʃpiːlən/
Wortzerlegung: zu·spie·len
فعل

پاس دادن (توپ)، مخفیانه رساندن (اطلاعات/اسناد)

Bedeutungen

1 Dativ (Person) + Akkusativ (Ball)

در ورزش، توپ را دقیقاً به سمت هم‌تیمی پاس دادن

  • Der Stürmer spielte dem Mitspieler den Ball direkt vor das Tor zu.مهاجم توپ را به هم‌تیمی‌اش درست جلوی دروازه پاس داد.
2 Dativ (Person) + Akkusativ (Information)

اسناد، مدارک یا اطلاعاتی را به صورت پنهانی و غیررسمی به دست کسی (مثلاً خبرنگار) رساندن

  • Ein Informant hat der Presse geheime Dokumente zugespielt.یک مخبر اسناد محرمانه را به دست مطبوعات رساند.