zugetan
متمایل، دلبسته، وفادار
Beispiele
- Erstens hat er den Posten bei einer Gasprom-Tochter noch nicht angetreten; zweitens ist er mehr Putin ''zugetane'' Partei als neutraler Schlichter […].اولاً، او هنوز پست خود را در یکی از شرکتهای تابعه گازپروم آغاز نکرده است؛ ثانیاً، او بیشتر حزبی است که به پوتین متمایل است تا یک میانجی بیطرف [...].