zugingen
رفتند، رسیدند، مناسب بودند
Bedeutungen
1
Subjekt (das Ereignis/die Situation)
اتفاق افتادن یا رخ دادن یک رویداد یا وضعیت، اغلب با بار معنایی منفی یا ناگوار.
- In der Nacht gingen beunruhigende Geräusche vom Dachboden zu.در طول شب، صداهای نگرانکنندهای از اتاق زیر شیروانی به گوش میرسید (رخ میداد).
- Es ist bedauerlich, welche Zustände in der Verwaltung zugingen.مایه تأسف است که چه وضعیتی در اداره (محل کار) جریان داشت (رخ میداد).
2
mit + Dativ
انجام دادن یا پیش بردن کاری، اغلب در زمینههای رسمی یا اداری.
- Die Verhandlungen gingen mit großer Vorsicht und Diskretion zu.مذاکرات با احتیاط و ظرافت زیادی پیش رفت.
- Die Angelegenheiten des Vereins wurden stets ordnungsgemäß zugegangen.امور مربوط به انجمن همواره به طور منظم انجام میشد.