zugrunde
(فقط در عبارات ثابت) نابود، ویران؛ (فقط در عبارات ثابت) موجود، به عنوان پایه و اساس
Beispiele
- Der Präsident sei ein ideales Beispiel dafür, wie Washington einen guten Mann ''zugrunde richten'' könne.رئیسجمهور نمونهای ایدهآل است برای اینکه چگونه واشنگتن میتواند یک مرد خوب را نابود کند.