zugutekommen
به سود کسی تمام شدن، مفید بودن
Bedeutungen
1
Dativ
به عنوان امتیاز، سود یا کمک به نفع شخص یا گروهی تمام شدن
- Seine Erfahrung wird ihm im neuen Job zugutekommen.تجربه او در شغل جدید به نفعش خواهد بود.
- Die Spenden kommen den Waisenkindern zugute.اعانات به نفع کودکان بیسرپرست تمام میشود.