zuhaben
بسته بودن، تعطیل بودن، داشتن (به معنی بسته بودن)
Beispiele
- Ob die wohl schon ''zuhaben''?آیا آنها (مغازه) را بستهاند؟
- Die haben für heute dichtgemacht. Ne, wenn sie ''zuhätten'', wäre kein Licht mehr an.آنها برای امروز تعطیل کردهاند. نه، اگر بسته بود، دیگر نوری روشن نبود.
- Auf meiner Seite ''habe'' ich das Fenster ''zu''.من پنجره را از طرف خودم بستهام.
- Du hast was mitgekriegt? Obwohl du beide Augen ''zugehabt'' hattest?چیزی متوجه شدی؟ با اینکه هر دو چشمت را بسته بودی؟
Bedeutungen
1
(ohne Ergänzung)
بسته بودن (در، پنجره، مغازه و غیره)
- Die Geschäfte haben sonntags zu.مغازهها یکشنبهها بسته هستند.
- Das Fenster hat zu, es ist kalt draußen.پنجره بسته است، بیرون سرد است.
2
Akkusativ (implied)
(چیزی را) بسته نگه داشتن
- Er hat die Augen zu.او چشمانش را بسته است.
- Halt den Mund zu!دهانت را ببند!