zuhaben

Aussprache: /ˌtsuːˈhaːbn̩/
Wortzerlegung: zu·ha·ben
فعل

بسته بودن، تعطیل بودن، داشتن (به معنی بسته بودن)

Beispiele

  • Ob die wohl schon ''zuhaben''?آیا آنها (مغازه) را بسته‌اند؟
  • Die haben für heute dichtgemacht. Ne, wenn sie ''zuhätten'', wäre kein Licht mehr an.آنها برای امروز تعطیل کرده‌اند. نه، اگر بسته بود، دیگر نوری روشن نبود.
  • Auf meiner Seite ''habe'' ich das Fenster ''zu''.من پنجره را از طرف خودم بسته‌ام.
  • Du hast was mitgekriegt? Obwohl du beide Augen ''zugehabt'' hattest?چیزی متوجه شدی؟ با اینکه هر دو چشمت را بسته بودی؟

Bedeutungen

1 (ohne Ergänzung)

بسته بودن (در، پنجره، مغازه و غیره)

  • Die Geschäfte haben sonntags zu.مغازه‌ها یکشنبه‌ها بسته هستند.
  • Das Fenster hat zu, es ist kalt draußen.پنجره بسته است، بیرون سرد است.
2 Akkusativ (implied)

(چیزی را) بسته نگه داشتن

  • Er hat die Augen zu.او چشمانش را بسته است.
  • Halt den Mund zu!دهانت را ببند!