zuhalten
پوشاندن، بسته نگه داشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ / sich (Dat) + Akkusativ
با دست یا وسیلهای جلوی روزنه، گوش، چشم یا بینی را گرفتن و پوشاندن
- Er musste sich wegen des Gestanks die Nase zuhalten.او مجبور شد به خاطر بوی بد بینیاش را بگیرد.
- Halte die Augen zu, ich habe eine Überraschung!چشمهایت را بپوشان (ببند)، یک غافلگیری دارم!
2
Akkusativ
در یا پنجره را محکم بسته نگه داشتن تا باز نشود
- Halte die Tür zu, damit der Hund nicht rausläuft!در را بسته نگه دار تا سگ بیرون ندود!
- Der Wind war so stark, dass er das Fenster kaum zuhalten konnte.باد آنقدر شدید بود که او به سختی میتوانست پنجره را بسته نگه دارد.