zuhasten

Aussprache: /ˈtsuːhastn̩/
Wortzerlegung: zu·has·ten
فعل

به سمت کسی/چیزی شتافتن، با عجله به سمت کسی/چیزی رفتن

Beispiele

  • So drängte er den zweiten weiter zurück, der ungelenk zu Boden stürzte, während Gentry weiter auf den letzten ''zuhastete''.بنابراین نفر دوم را بیشتر عقب راند، که دست و پا چلفتی به زمین افتاد، در حالی که گنتری همچنان به سمت نفر آخر شتافت.

Bedeutungen

1 zu + Dativ (implied or explicit)

با عجله و شتاب به سمت یک مکان یا شخص حرکت کردن.

  • Er hastete zur Tür zu, um sie zu öffnen.او با عجله به سمت در رفت تا آن را باز کند.
  • Die Kinder hasteten der Mutter zu, als sie sie sahen.بچه‌ها وقتی مادرشان را دیدند، شتابان به سمت او رفتند.