zuhauen
ضربه زدن، کوبیدن، (با شدت) بستن، (عامیانه) درگیر شدن
Beispiele
- Der Steinmetz hat die Granitblöcke ''zugehauen''.سنگتراش بلوکهای گرانیت را تراشیده است.
- Das Fleisch wurde direkt nach dem Schlachten in Portionen ''zugehauen''.گوشت بلافاصله پس از ذبح به قطعات تقسیم شد.
- Mit Nachdruck ''haute'' sie die Kofferraumklappe ''zu''.او با شدت درب صندوق عقب را بست.
- Du kannst doch nicht einfach ''zuhauen'', wenn dir jemand schräg kommt!تو نمیتوانی همینطوری با کسی که بهت چپ نگاه میکند درگیر شوی!
Bedeutungen
1
Akkusativ
با شدت و قدرت ضربه زدن به چیزی یا کسی.
- Er hat mit der Axt auf den Baumstamm zugehauen.او با تبر به تنه درخت محکم زد.
- Der Boxer hat seinem Gegner kräftig zugehauen.بوکسور به حریفش محکم ضربه زد.
2
Akkusativ
چیزی را با ضربه یا فشار محکم بستن.
- Sie hat die Tür wütend zugehauen.او در را با عصبانیت محکم بست.
- Pass auf, dass du dir nicht die Finger in der Schublade zuhaust.مواظب باش انگشتانت را در کشو گیر ندهی.