zujauchzen

Aussprache: /ˈtsuːˌjaʊ̯xtsn̩/
Wortzerlegung: zu·jauch·zen
فعل

با فریاد شادمانی ابراز علاقه کردن، تشویق کردن

Beispiele

  • Es ist eben zweierlei, der Kommunistischen Internationale ''zuzujauchzen'', oder seiner lokalen kommunistischen Parteiorganisation beizutreten.اینکه به انترناسیونال کمونیستی با فریاد شادمانی ابراز علاقه کنی، یا به سازمان محلی حزب کمونیست بپیوندی، دو چیز متفاوت است.

Bedeutungen

1 Dativ

با فریادهای شادی و هورا کشیدن از کسی استقبال کردن یا او را تشویق کردن

  • Die Menge jauchzte dem Sieger zu.جمعیت با شادی برای برنده هورا کشیدند.
  • Sie jauchzten dem neuen König zu.آنها با فریاد شادی از پادشاه جدید استقبال کردند.