zukaufen

Aussprache: /ˈtsuːˌkaʊ̯fn̩/
Wortzerlegung: zu·kau·fen
فعل

اضافه‌خرید کردن، تأمین کردن از بیرون (قطعات/شرکت)

Bedeutungen

1 Akkusativ

برای تکمیل موجودی خود، مقادیر بیشتری کالا یا مواد اولیه خریدن

  • Wegen der hohen Nachfrage mussten wir Rohstoffe zukaufen.به دلیل تقاضای بالا مجبور شدیم مواد اولیه بیشتری از بیرون بخریم.
2 Akkusativ

قطعاتی را که خود کارخانه تولید نمی‌کند از شرکت‌های دیگر خریدن، یا خرید شرکت‌های کوچک‌تر

  • Der Automobilhersteller kauft die Batterien von einem Zulieferer zu.خودروساز باتری‌ها را از یک شرکت تأمین‌کننده دیگر خریداری می‌کند.
  • Der Konzern will weitere IT-Firmen zukaufen.این شرکت بزرگ قصد دارد شرکت‌های فناوری اطلاعات دیگری را بخرد.