zukaufen
اضافهخرید کردن، تأمین کردن از بیرون (قطعات/شرکت)
Bedeutungen
1
Akkusativ
برای تکمیل موجودی خود، مقادیر بیشتری کالا یا مواد اولیه خریدن
- Wegen der hohen Nachfrage mussten wir Rohstoffe zukaufen.به دلیل تقاضای بالا مجبور شدیم مواد اولیه بیشتری از بیرون بخریم.
2
Akkusativ
قطعاتی را که خود کارخانه تولید نمیکند از شرکتهای دیگر خریدن، یا خرید شرکتهای کوچکتر
- Der Automobilhersteller kauft die Batterien von einem Zulieferer zu.خودروساز باتریها را از یک شرکت تأمینکننده دیگر خریداری میکند.
- Der Konzern will weitere IT-Firmen zukaufen.این شرکت بزرگ قصد دارد شرکتهای فناوری اطلاعات دیگری را بخرد.