zukleben
بستن با چسب، درزگیری کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
بستن شیار، دهانه یا پاکت با چسباندن آن
- Er hat den Briefumschlag sorgfältig zugeklebt.او پاکت نامه را با دقت چسباند (بست).
- Bitte kleb das Paket vor dem Versand gut zu.لطفاً بسته را پیش از ارسال خوب بچسبان.
2
Dativ (Person) + Akkusativ / (ohne Objekt)
به دلیل وجود ماده چسبناک بسته یا مسدود شدن
- Die Augen waren ihm vor Müdigkeit und Verklebung fast zugeklebt.چشمانش از فرط خستگی و ترشحات تقریباً به هم چسبیده بود.