zukommen
نزدیک شدن، در انتظار بودن، حق کسی بودن
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ
به کسی یا چیزی نزدیک شدن یا پیش رو بودن رویدادی
- Ein Fremder kam auf mich zu.غریبهای به سمت من آمد.
- Wir wissen nicht, was auf uns zukommt.ما نمیدانیم در آینده چه چیزی در انتظار ماست.
2
Dativ
حق قانونی یا وظیفه شایسته شخصی بودن
- Diese Entscheidung kommt nur dem Chef zu.این تصمیم فقط بر عهده رئیس است.
- Ihm kommt der Verdienst für diesen Erfolg zu.حق ارزشگذاری برای این موفقیت شایسته اوست.