zukommen

Aussprache: /ˈtsuːkɔmən/
Wortzerlegung: zu·kom·men
فعل

نزدیک شدن، در انتظار بودن، حق کسی بودن

Bedeutungen

1 auf + Akkusativ

به کسی یا چیزی نزدیک شدن یا پیش رو بودن رویدادی

  • Ein Fremder kam auf mich zu.غریبه‌ای به سمت من آمد.
  • Wir wissen nicht, was auf uns zukommt.ما نمی‌دانیم در آینده چه چیزی در انتظار ماست.
2 Dativ

حق قانونی یا وظیفه شایسته شخصی بودن

  • Diese Entscheidung kommt nur dem Chef zu.این تصمیم فقط بر عهده رئیس است.
  • Ihm kommt der Verdienst für diesen Erfolg zu.حق ارزش‌گذاری برای این موفقیت شایسته اوست.