zulöten

Aussprache: /ˈtsuːˌløːtn̩/
Worttrennung: zu·lö·ten
فعل

لحیم کردن (برای بستن)، جوش دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas + zulöten)

با لحیم کردن، چیزی را بستن، مسدود کردن یا محکم کردن.

  • Er hat das Loch im Rohr zugelötet.او سوراخ لوله را با لحیم‌کاری بست.
  • Die Dose wurde sorgfältig zugelötet.قوطی با دقت لحیم شد و بسته شد.