zulöten
لحیم کردن (برای بستن)، جوش دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas + zulöten)
با لحیم کردن، چیزی را بستن، مسدود کردن یا محکم کردن.
- Er hat das Loch im Rohr zugelötet.او سوراخ لوله را با لحیمکاری بست.
- Die Dose wurde sorgfältig zugelötet.قوطی با دقت لحیم شد و بسته شد.