zulassen

Aussprache: /ˈtsuːˌlasn̩/
Wortzerlegung: zu·las·sen
فعل

اجازه دادن، پذیرفتن، مجاز دانستن، بسته گذاشتن

Bedeutungen

1 Akkusativ / zu + Dativ

پذیرفتن یا مجوز دادن به ورود، شرکت، ثبت یا فعالیت (پزشکی، خودرو، دانشگاه)

  • Das Medikament wurde vor kurzem offiziell zugelassen.این دارو اخیراً به طور رسمی مجوز گرفت.
  • Die Universität lässt nur wenige Bewerber zum Studium zu.دانشگاه تعداد کمی از متقاضیان را برای تحصیل می‌پذیرد.
2 Akkusativ / dass-Satz

اجازه دادن، مانع نشدن، اجازه رخ دادن چیزی را دادن

  • Wir dürfen nicht zulassen, dass solche Fehler wieder passieren.نباید اجازه دهیم چنین اشتباهاتی دوباره رخ دهند.
  • Er wollte keine Zweifel an seiner Entscheidung zulassen.او نمی‌خواست هیچ شکی نسبت به تصمیمش راه دهد.
3 Akkusativ

در، پنجره یا ظرفی را بسته نگه داشتن و باز نکردن

  • Lass das Fenster zu, es zieht draußen!پنجره را بسته بگذار، بیرون باد می‌آید!
  • Sie hat das Buch während des Tests zugelassen.او کتاب را در طول آزمون بسته نگه داشت.