zulassen
اجازه دادن، پذیرفتن، مجاز دانستن، بسته گذاشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ / zu + Dativ
پذیرفتن یا مجوز دادن به ورود، شرکت، ثبت یا فعالیت (پزشکی، خودرو، دانشگاه)
- Das Medikament wurde vor kurzem offiziell zugelassen.این دارو اخیراً به طور رسمی مجوز گرفت.
- Die Universität lässt nur wenige Bewerber zum Studium zu.دانشگاه تعداد کمی از متقاضیان را برای تحصیل میپذیرد.
2
Akkusativ / dass-Satz
اجازه دادن، مانع نشدن، اجازه رخ دادن چیزی را دادن
- Wir dürfen nicht zulassen, dass solche Fehler wieder passieren.نباید اجازه دهیم چنین اشتباهاتی دوباره رخ دهند.
- Er wollte keine Zweifel an seiner Entscheidung zulassen.او نمیخواست هیچ شکی نسبت به تصمیمش راه دهد.
3
Akkusativ
در، پنجره یا ظرفی را بسته نگه داشتن و باز نکردن
- Lass das Fenster zu, es zieht draußen!پنجره را بسته بگذار، بیرون باد میآید!
- Sie hat das Buch während des Tests zugelassen.او کتاب را در طول آزمون بسته نگه داشت.