zulegen

Aussprache: /ˈtsuːleːɡən/
Wortzerlegung: zu·le·gen
فعل

وزن اضافه کردن، شتاب گرفتن، خریدن/تهیه کردن

Bedeutungen

1 intransitiv / an + Dativ

چاق شدن، وزن اضافه کردن

  • Er hat im Urlaub drei Kilo zugelegt.او در تعطیلات سه کیلو وزن اضافه کرده است.
  • Sie hat an Gewicht zugelegt.او وزن اضافه کرده است.
2 intransitiv

سرعت، تلاش یا شتاب خود را بیشتر کردن

  • Der Läufer muss zulegen, wenn er gewinnen will.دونده اگر می‌خواهد برنده شود باید شتاب بگیرد.
  • Leg mal zu, wir kommen sonst zu spät!عجله کن/تندتر برو، وگرنه دیر می‌رسیم!
3 sich (Dativ) + Akkusativ + zulegen

چیزی برای خود تهیه کردن یا خریدن (به صورت انعکاسی)

  • Ich habe mir ein neues Auto zugelegt.من یک ماشین جدید خریدم/تهیه کردم.
  • Sie möchte sich einen Hund zulegen.او می‌خواهد یک سگ برای خودش بگیرد.