zuleimten

Aussprache: /ˌtsuːˈlaɪ̯mtən/
Wortzerlegung: zu·leim·ten
Konjugierte Form

چسب زدند (گذشته)

Bedeutungen

1 Akkusativ

شکل گذشته فعل 'zuleimen' به معنی چسباندن یا اتصال دو سطح با چسب.

  • Er leimte die beiden Holzstücke sorgfältig zusammen, bis die Fuge unsichtbar war.او دو قطعه چوب را با دقت به هم چسباند تا زمانی که درز نامرئی شد.
  • Die zerbrochene Keramik wurde professionell zugeleimt und sieht nun fast wie neu aus.سرامیک شکسته به صورت حرفه‌ای چسبانده شد و اکنون تقریباً نو به نظر می‌رسد.
2 Akkusativ

شکل گذشته فعل 'zuleimen' به معنی ایجاد پیوند قوی یا مسدود کردن ارتباطات به صورت استعاری.

  • Die gemeinsame Leidenschaft für Musik leimte die beiden Künstler auf eine besondere Weise.اشتیاق مشترک برای موسیقی، دو هنرمند را به شیوه‌ای خاص به هم پیوند داد.
  • Die Regierung versuchte, die oppositionellen Stimmen durch geschickte Propaganda zu leimen.دولت تلاش کرد تا با تبلیغات ماهرانه، صداهای مخالف را خاموش کند.