zuleimten
چسب زدند (گذشته)
Bedeutungen
1
Akkusativ
شکل گذشته فعل 'zuleimen' به معنی چسباندن یا اتصال دو سطح با چسب.
- Er leimte die beiden Holzstücke sorgfältig zusammen, bis die Fuge unsichtbar war.او دو قطعه چوب را با دقت به هم چسباند تا زمانی که درز نامرئی شد.
- Die zerbrochene Keramik wurde professionell zugeleimt und sieht nun fast wie neu aus.سرامیک شکسته به صورت حرفهای چسبانده شد و اکنون تقریباً نو به نظر میرسد.
2
Akkusativ
شکل گذشته فعل 'zuleimen' به معنی ایجاد پیوند قوی یا مسدود کردن ارتباطات به صورت استعاری.
- Die gemeinsame Leidenschaft für Musik leimte die beiden Künstler auf eine besondere Weise.اشتیاق مشترک برای موسیقی، دو هنرمند را به شیوهای خاص به هم پیوند داد.
- Die Regierung versuchte, die oppositionellen Stimmen durch geschickte Propaganda zu leimen.دولت تلاش کرد تا با تبلیغات ماهرانه، صداهای مخالف را خاموش کند.