zum Saufüttern

Aussprache: /t͡sʊm ˈzaʊ̯ˌfʏtɐn/
Worttrennung: zum Sau·füt·tern
اصطلاح

به مقدار زیاد، فراوان، بیش از حد نیاز

Bedeutungen

1

به مقدار بسیار زیاد، به وفور، بیش از حد لازم، به طوری که بتوان حیوانات را با آن خوراند.

  • Nach dem Festessen gab es noch Kuchen zum Saufüttern.بعد از ضیافت شام، کیک فراوانی برای خوردن وجود داشت.
  • Der Bauer hatte Futter zum Saufüttern für seine Tiere.کشاورز غذای فراوانی برای حیواناتش داشت.
  • Sie hat uns mit Geschenken zum Saufüttern überschüttet.او ما را با هدایای فراوان غرق کرد.