zum Saufüttern
به مقدار زیاد، فراوان، بیش از حد نیاز
Bedeutungen
1
به مقدار بسیار زیاد، به وفور، بیش از حد لازم، به طوری که بتوان حیوانات را با آن خوراند.
- Nach dem Festessen gab es noch Kuchen zum Saufüttern.بعد از ضیافت شام، کیک فراوانی برای خوردن وجود داشت.
- Der Bauer hatte Futter zum Saufüttern für seine Tiere.کشاورز غذای فراوانی برای حیواناتش داشت.
- Sie hat uns mit Geschenken zum Saufüttern überschüttet.او ما را با هدایای فراوان غرق کرد.