zum Vorschein kommen

Aussprache: /t͡sʊm ˈfɔʁʃaɪ̯n ˌkɔmən/
Worttrennung: zum Vor·schein ·kom·men
اصطلاح

آشکار شدن، نمایان شدن، پیدا شدن

Bedeutungen

1

به معنای ظاهر شدن، نمایان شدن یا پیدا شدن چیزی یا کسی است که قبلاً پنهان یا نامعلوم بوده است. این اصطلاح می‌تواند برای اشیاء، حقایق، احساسات یا حتی افراد به کار رود.

  • Nach dem Regen kam die Sonne langsam zum Vorschein.پس از باران، خورشید به آرامی نمایان شد.
  • Bei der Untersuchung kamen neue Beweise zum Vorschein.در جریان تحقیقات، شواهد جدیدی آشکار شد.
  • Ihre wahren Absichten kamen erst später zum Vorschein.نیات واقعی او تنها بعداً آشکار شد.