zum Zuge kommen

Aussprache: /tsʊm ˈtsuːɡə ˈkɔmən/
Worttrennung: zum ·Zu·ge ·kom·men
اصطلاح

فرصت پیدا کردن، نوبت کسی شدن، امکان مشارکت یافتن

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنای رسیدن نوبت فرد، داشتن فرصت برای انجام کاری، یا امکان مشارکت در یک فعالیت یا تصمیم‌گیری است.

  • Bei der Besprechung kam jeder Mitarbeiter einmal zum Zuge, um seine Ideen vorzustellen.در جلسه، نوبت هر کارمند یک بار رسید تا ایده‌هایش را ارائه دهد.
  • Er hat lange gewartet, aber endlich kommt er auch mal zum Zuge.او مدت طولانی منتظر بود، اما بالاخره نوبت او هم رسید.
  • In diesem Spiel kommt jeder Spieler mehrmals zum Zuge.در این بازی، هر بازیکن چندین بار فرصت بازی پیدا می‌کند.