zum alten Eisen zählen
از دور خارج شدن، پیر و فرسوده شدن، دیگر به درد نخوردن
Bedeutungen
1
دیگر مفید یا کارآمد نبودن، به خصوص به دلیل کهولت سن یا فرسودگی؛ از رده خارج شدن.
- Mit 70 Jahren fühlt er sich nicht mehr zum alten Eisen zählend.او در ۷۰ سالگی احساس نمیکند که دیگر از دور خارج شده است.
- Diese Technologie zählt langsam zum alten Eisen.این فناوری به تدریج در حال از رده خارج شدن است.
- Der erfahrene Spieler wurde als zum alten Eisen zählend betrachtet, aber er bewies das Gegenteil.بازیکن باتجربه از دور خارج شده تلقی میشد، اما او خلافش را ثابت کرد.