zumassen
اندازهگیری کردن، سنجیدن، ارزیابی کردن
Bedeutungen
1
Dativ (شخص) + Akkusativ (موضوع)
به طور رسمی یا قانونی، سهم، وظیفه، یا مسئولیتی را به کسی تعیین کردن یا نسبت دادن؛ اغلب با بار معنایی منفی یا تحمیلی.
- Der Richter maß dem Angeklagten eine erhebliche Schuld an dem Verbrechen zu, basierend auf den vorgelegten Beweisen.قاضی بر اساس شواهد ارائه شده، سهم قابل توجهی از تقصیر در جرم را به متهم نسبت داد.
- Man versuchte, ihm die Verantwortung für das Scheitern des Projekts zuzumessen, obwohl er nur eine untergeordnete Rolle spielte.تلاش شد تا مسئولیت شکست پروژه به او تحمیل شود، هرچند او تنها نقش کوچکی داشت.