zumessen

Aussprache: /ˈtsuːˌmɛsn̩/
Wortzerlegung: zu·mes·sen
فعل

اختصاص دادن سهم، اهمیت/ارزش قائل شدن

Bedeutungen

1 Dativ (Person/Sache) + Akkusativ

سهم یا میزان مشخصی از چیزی (مانند زمان یا مسئولیت) را به کسی تخصیص دادن

  • Der Richter maß dem Angeklagten eine gerechte Strafe zu.قاضی مجازات عادلانه‌ای را برای متهم تعیین و اختصاص داد.
2 Dativ (Sache) + Akkusativ

ارزش، اهمیت یا ویژگی خاصی را به چیزی نسبت دادن

  • Man sollte den Gerüchten nicht zu viel Bedeutung zumessen.نباید به شایعات اهمیت زیادی نسبت داد.