zumessen
اختصاص دادن سهم، اهمیت/ارزش قائل شدن
Bedeutungen
1
Dativ (Person/Sache) + Akkusativ
سهم یا میزان مشخصی از چیزی (مانند زمان یا مسئولیت) را به کسی تخصیص دادن
- Der Richter maß dem Angeklagten eine gerechte Strafe zu.قاضی مجازات عادلانهای را برای متهم تعیین و اختصاص داد.
2
Dativ (Sache) + Akkusativ
ارزش، اهمیت یا ویژگی خاصی را به چیزی نسبت دادن
- Man sollte den Gerüchten nicht zu viel Bedeutung zumessen.نباید به شایعات اهمیت زیادی نسبت داد.