zunderten
گوگرد اندود کردند (گذشته)
Bedeutungen
1
Akkusativ
ایجاد شعله یا آتش به صورت ناگهانی و شدید، اغلب با استفاده از مواد قابل اشتعال یا در شرایط خاص.
- Der Funke zunderte das trockene Laubwerk augenblicklich in Brand.جرقه، برگهای خشک را فوراً به آتش کشید.
- Die chemische Reaktion zunderte die entzündlichen Dämpfe und verursachte eine kleine Explosion.واکنش شیمیایی بخارات قابل اشتعال را مشتعل کرد و باعث انفجار کوچکی شد.