zunehmen
افزایش یافتن، زیاد شدن، چاق شدن، اضافه کردن (دانه بافتنی)
Bedeutungen
1
intransitiv
افزایش یافتن، زیاد شدن (مقدار، شدت، تعداد، سرعت)
- Die Zahl der Touristen hat in diesem Jahr zugenommen.تعداد گردشگران امسال افزایش یافته است.
- Der Wind hat in der Nacht stark zugenommen.باد در طول شب به شدت زیاد شده است.
2
intransitiv
چاق شدن، وزن اضافه کردن
- Seit dem Urlaub hat er stark zugenommen.او از زمان تعطیلات خیلی چاق شده است.
- Ich muss weniger essen, sonst nehme ich noch mehr zu.باید کمتر غذا بخورم، وگرنه بیشتر چاق میشوم.
3
Akkusativ / intransitiv
افزایش دادن دانه در بافتنی
- In jeder zweiten Reihe muss man zwei Maschen zunehmen.در هر رج درمیان باید دو دانه اضافه کرد.
- Sie nimmt an den Rändern gleichmäßig zu.او در حاشیهها به طور یکنواخت دانه اضافه میکند.
4
intransitiv
بزرگتر و کاملتر شدن فاز ماه (ماه در حال کامل شدن)
- Der Mond nimmt zurzeit wieder zu.ماه در حال حاضر دوباره در حال کامل شدن است.
- Bei zunehmendem Mond kann man die Sterne besser beobachten.در زمان ماه در حال رشد، میتوان ستارهها را بهتر مشاهده کرد.