zunehmen

Aussprache: /ˈtsuːˌneːmən/
Wortzerlegung: zu·neh·men
فعل

افزایش یافتن، زیاد شدن، چاق شدن، اضافه کردن (دانه بافتنی)

Bedeutungen

1 intransitiv

افزایش یافتن، زیاد شدن (مقدار، شدت، تعداد، سرعت)

  • Die Zahl der Touristen hat in diesem Jahr zugenommen.تعداد گردشگران امسال افزایش یافته است.
  • Der Wind hat in der Nacht stark zugenommen.باد در طول شب به شدت زیاد شده است.
2 intransitiv

چاق شدن، وزن اضافه کردن

  • Seit dem Urlaub hat er stark zugenommen.او از زمان تعطیلات خیلی چاق شده است.
  • Ich muss weniger essen, sonst nehme ich noch mehr zu.باید کمتر غذا بخورم، وگرنه بیشتر چاق می‌شوم.
3 Akkusativ / intransitiv

افزایش دادن دانه در بافتنی

  • In jeder zweiten Reihe muss man zwei Maschen zunehmen.در هر رج درمیان باید دو دانه اضافه کرد.
  • Sie nimmt an den Rändern gleichmäßig zu.او در حاشیه‌ها به طور یکنواخت دانه اضافه می‌کند.
4 intransitiv

بزرگ‌تر و کامل‌تر شدن فاز ماه (ماه در حال کامل شدن)

  • Der Mond nimmt zurzeit wieder zu.ماه در حال حاضر دوباره در حال کامل شدن است.
  • Bei zunehmendem Mond kann man die Sterne besser beobachten.در زمان ماه در حال رشد، می‌توان ستاره‌ها را بهتر مشاهده کرد.