zungenbrecherisch

Aussprache: /ˈtsʊŋənˌbʁɛçəʁɪʃ/
Worttrennung: zun·gen·bre·che·risch
صفت

دشوار برای تلفظ، پیچیده، چالش‌برانگیز (برای زبان)

Bedeutungen

1

چیزی که تلفظ آن بسیار دشوار است و باعث می‌شود زبان به هم بپیچد؛ اغلب به صورت بازی کلامی یا عبارت‌های پیچیده به کار می‌رود.

  • Der Name des Restaurants war so zungenbrecherisch, dass wir ihn nicht aussprechen konnten.نام رستوران آنقدر برای تلفظ دشوار بود که نتوانستیم آن را ادا کنیم.
  • Sie lernte einen zungenbrecherischen Satz auswendig.او یک جمله پیچیده برای تلفظ را حفظ کرد.
  • Die Aussprache einiger Wörter in dieser Sprache ist wirklich zungenbrecherisch.تلفظ برخی کلمات در این زبان واقعاً چالش‌برانگیز است.