zunichtemachen
نقش بر آب کردن، نابود کردن، از بین بردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
برنامهها، امیدها یا تلاشها را کاملاً خنثی و نابود کردن.
- Ein einziger Fehler kann alle Bemühungen zunichtemachen.یک اشتباه واحد میتواند تمام تلاشها را نابود کند.
- Die schlechte Nachricht machte alle unsere Pläne zunichte.خبر بد تمام برنامههای ما را نقش بر آب کرد.