zupaßzukommen
به کسی آمدن، مناسب بودن
Bedeutungen
1
Akkusativ (مفعول مستقیم)
شکل مصدری فعل 'zupaßkamen' به معنای مطابقت داشتن، همخوانی داشتن یا مناسب بودن در یک موقعیت خاص، اغلب با بار معنایی رسمی یا ادبی.
- Es ist wichtig, dass die Kleidung dem Anlass zupaßzukommen scheint.مهم است که لباس به نظر مناسب موقعیت بیاید.
- Seine Argumentation schien dem wissenschaftlichen Diskurs nicht zupaßzukommen.استدلال او به نظر نمیرسید با گفتمان علمی همخوانی داشته باشد.