zupappen
چسباندن، بستن (با چسب)
Beispiele
- Als die Wahlkämpfer der Demokraten wie üblich ihre Frauen aufforderten, Brötchen fürs Standpersonal zu schmieren und Umschläge mit Wahlmaterial ''zuzupappen'', sagten die Frauen zum ersten Mal: ‚No!هنگامی که مبارزان انتخاباتی دموکراتها طبق معمول از زنانشان خواستند ساندویچ برای کارکنان ستاد آماده کنند و پاکتهای حاوی مواد انتخاباتی را «چسب بزنند»، زنان برای اولین بار گفتند: «نه!
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با چسب یا ماده چسبناک دیگر کاملاً بستن یا مسدود کردن
- Er hat den Briefumschlag schnell zugepappt.او پاکت نامه را سریع چسباند.
- Die Augen des Kindes waren vom Schlaf zugepappt.چشمان کودک از خواب به هم چسبیده بود.