zupasskommen
به کار آمدن، به موقع بودن
Bedeutungen
1
Dativ
دقیقاً در شرایط مناسب کارساز و مفید بودن
- Das schöne Wetter kam uns für den Ausflug sehr zupass.هوای خوب برای گردش ما کاملاً به موقع بود.
- Diese Information kommt mir sehr zupass.این اطلاعات کاملاً به درد من میخورد.