zurechtzupfen
مرتب کردن، صاف کردن، آراستن (با انگشتان)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas zurechtzupfen)
چیزی (مثل لباس، مو) را با کشیدنهای کوچک یا دست کشیدن مرتب یا صاف کردن.
- Sie zupfte ihre Kleidung zurecht, bevor sie das Haus verließ.او قبل از خروج از خانه، لباسش را مرتب کرد.
- Er zupfte sich die Haare zurecht, um besser auszusehen.او موهایش را مرتب کرد تا بهتر به نظر برسد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas zurechtzupfen)
دستکاری کردن یا سر و سامان دادن به چیزی (مثل حقایق، استدلالها) برای مطابقت با یک هدف خاص.
- Die Politiker versuchten, die Fakten zurechtzuzupfen, um die Wähler zu überzeugen.سیاستمداران سعی کردند حقایق را برای متقاعد کردن رأیدهندگان دستکاری کنند.
- Er hat seine Argumentation so zurechtgezupft, dass sie logisch erschien.او استدلال خود را طوری سر و سامان داد که منطقی به نظر میرسید.