zur Flasche greifen
به الکل پناه بردن، میگسار شدن
Bedeutungen
1
این اصطلاح به معنای شروع به نوشیدن الکل، به ویژه به عنوان راهی برای مقابله با مشکلات یا غم و اندوه است.
- Nach dem Verlust seines Jobs hat er leider zur Flasche gegriffen.متأسفانه پس از از دست دادن شغلش، به الکل پناه برد.
- Wenn die Probleme zu groß werden, besteht die Gefahr, zur Flasche zu greifen.وقتی مشکلات خیلی بزرگ میشوند، خطر پناه بردن به الکل وجود دارد.
- Er versucht, nicht zur Flasche zu greifen, um seine Familie nicht zu enttäuschen.او سعی میکند به الکل پناه نبرد تا خانوادهاش را ناامید نکند.