zur Genüge
به اندازه کافی، به حد وفور
Bedeutungen
1
به مقدار کافی و لازم، به طوری که رضایتبخش باشد یا نیاز را برطرف کند.
- Die Portion Kuchen war zur Genüge groß für alle Gäste.مقدار کیک برای همه مهمانان به اندازه کافی بزرگ بود.
- Er hat die Aufgabe zur Genüge verstanden und kann nun selbstständig arbeiten.او وظیفه را به اندازه کافی درک کرده است و اکنون میتواند به طور مستقل کار کند.
- Wir haben das Problem zur Genüge besprochen und sind zu einer Lösung gekommen.ما مشکل را به اندازه کافی مورد بحث قرار دادیم و به راه حلی رسیدیم.