zur Salzsäule erstarren

Aussprache: /tsuːɐ̯ ˈzaltsˌzɔɪ̯lə ɛɐ̯ˈʃtaʁən/
Worttrennung: zur ·Sa·lz·säu·le er·star·ren
اصطلاح

از ترس خشک شدن، میخکوب شدن

Bedeutungen

1

این عبارت به معنای از شدت ترس یا شوک، کاملاً بی‌حرکت و میخکوب شدن است، گویی که فرد به ستونی از نمک تبدیل شده است. این اصطلاح به داستان سارا و لوط در کتاب مقدس اشاره دارد.

  • Als der Räuber die Waffe zog, erstarrte sie zur Salzsäule.وقتی سارق اسلحه را بیرون کشید، او از ترس میخکوب شد.
  • Der laute Knall ließ alle im Raum zur Salzsäule erstarren.صدای بلند انفجار باعث شد همه در اتاق از ترس خشک شوند.
  • Er sah das Gespenst und erstarrte zur Salzsäule.او روح را دید و از ترس میخکوب شد.