zurückblenden

Aussprache: /t͡suˈʁʏkˌblɛndn̩/
Worttrennung: zu·rück·blen·den
فعل

فلش‌بک زدن، خاطره‌پژوهی کردن

Bedeutungen

1 auf + Akkusativ / in + Akkusativ

در ساختار فیلم، داستان یا روایت، صحنه‌ای از گذشته را نمایش دادن یا به آن اشاره کردن (فلش‌بک).

  • Der Film blendet in die Kindheit des Protagonisten zurück.فیلم به دوران کودکی شخصیت اصلی فلش‌بک می‌زند.
  • Die Erzählung blendet auf die Ereignisse des Vorjahres zurück.روایت به رویدادهای سال گذشته بازمی‌گردد.
2 auf + Akkusativ / in + Akkusativ

در خاطرات و افکار، به برهه‌ای از گذشته رجوع کردن یا آن را مرور کردن.

  • Er blendete in Gedanken auf seine Jugendzeit zurück.او در افکارش به دوران جوانی خود رجوع کرد.
  • Manchmal blende ich in meine Schulzeit zurück und erinnere mich an meine Freunde.گاهی به دوران مدرسه خود فکر می‌کنم و دوستانم را به یاد می‌آورم.