zurückblenden
فلشبک زدن، خاطرهپژوهی کردن
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ / in + Akkusativ
در ساختار فیلم، داستان یا روایت، صحنهای از گذشته را نمایش دادن یا به آن اشاره کردن (فلشبک).
- Der Film blendet in die Kindheit des Protagonisten zurück.فیلم به دوران کودکی شخصیت اصلی فلشبک میزند.
- Die Erzählung blendet auf die Ereignisse des Vorjahres zurück.روایت به رویدادهای سال گذشته بازمیگردد.
2
auf + Akkusativ / in + Akkusativ
در خاطرات و افکار، به برههای از گذشته رجوع کردن یا آن را مرور کردن.
- Er blendete in Gedanken auf seine Jugendzeit zurück.او در افکارش به دوران جوانی خود رجوع کرد.
- Manchmal blende ich in meine Schulzeit zurück und erinnere mich an meine Freunde.گاهی به دوران مدرسه خود فکر میکنم و دوستانم را به یاد میآورم.