zurückfallen
عقب افتادن، پس رفتن، تنزل کردن
Bedeutungen
1
intransitiv
از نظر پیشرفت یا موقعیت عقب افتادن
- Der Schüler ist im Unterricht zurückgefallen.دانشآموز در درس عقب افتاده است.
- Nach der Krise ist die Wirtschaft wieder zurückgefallen.پس از بحران، اقتصاد دوباره پس رفت کرده است.
2
intransitiv
به عادت بد یا وضعیت نامطلوب قبلی بازگشتن
- Er ist nach einer Zeit der Abstinenz wieder in alte Gewohnheiten zurückgefallen.او پس از مدتی پرهیز، دوباره به عادات قدیمی خود بازگشت.
- Die Krankheit ist leider zurückgefallen.متاسفانه بیماری عود کرده است.
3
intransitiv
در مسابقه یا رقابت از دیگران عقب افتادن
- Der Läufer ist auf den letzten Metern zurückgefallen.دونده در مترهای پایانی عقب افتاد.
- Unser Team ist in der Tabelle zurückgefallen.تیم ما در جدول ردهبندی عقب افتاده است.