zurückfliegen
بازگشتن با پرواز، پرواز دادن به عقب
Bedeutungen
1
nach / in + Akkusativ
با هواپیما به مبدأ یا وطن بازگشتن
- Wir müssen morgen nach Deutschland zurückfliegen.ما باید فردا با پرواز به آلمان برگردیم.
- Sie ist bereits letzte Woche zurückgeflogen.او هفته گذشته با پرواز بازگشت.
2
Akkusativ
هدایت کردن هواپیما به سمت مبدأ جهت بازگرداندن آن
- Fliegst du die Maschine heute wieder zurück?آیا امروز دوباره هواپیما را به مبدأ بازمیگردانی؟
- Der Pilot hat das Flugzeug wegen des Defekts zurückgeflogen.خلبان هواپیما را به دلیل نقص فنی بازگرداند.