zurückfliessen
به عقب جریان یافتن، بازگشتن
Bedeutungen
1
nicht direkt spezifiziert, oft mit lokalen Präpositionen (z.B. in, zu)
بازگشتن جریان مایعات، انرژی یا مفاهیم انتزاعی مانند پول یا اطلاعات به منبع اصلی یا نقطه شروع.
- Nach dem Dammbruch floss das Wasser in die umliegenden Täler zurück.پس از شکستن سد، آب به درههای اطراف بازگشت.
- Die investierten Mittel sollen innerhalb von fünf Jahren vollständig zurückfließen.سرمایهگذاریهای انجام شده باید ظرف پنج سال به طور کامل بازگردند.
2
nicht direkt spezifiziert
انعکاس یافتن یا بازتاب یافتن یک پدیده یا اثر به منبع خود، به ویژه در مفاهیم فیزیکی یا اقتصادی.
- Die Wärmeenergie des Motors fließt teilweise in die Umgebung zurück.انرژی حرارتی موتور تا حدی به محیط اطراف بازمیگردد.
- Die Gewinne aus dem Exportgeschäft flossen dem Unternehmen wieder zurück.سود حاصل از تجارت صادراتی دوباره به شرکت بازگشت.