zurückfluten
به عقب سرازیر شدن، برگشتن (مانند آب)
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به عقب جریان یافتن، فروکش کردن (آب یا مایعات).
- Nach der Ebbe flutete das Wasser langsam zurück.پس از جزر و مد، آب به آرامی به عقب سرازیر شد.
- Die giftige Flüssigkeit begann, in den Boden zurückzufluten.مایع سمی شروع به برگشتن به داخل زمین کرد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
بازگشتن جمعیت، احساسات یا خاطرات به عقب.
- Nach dem Krieg fluteten die Flüchtlinge in ihre Heimat zurück.پس از جنگ، پناهندگان به سوی وطن خود بازگشتند.
- Die alten Ängste fluteten in ihr Bewusstsein zurück.ترسهای قدیمی به سوی آگاهی او بازگشتند.