zurückbeben
عقب لرزیدن، لرزیدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با لرزش به عقب حرکت کردن یا واکنش نشان دادن، معمولاً در مورد زمین، ساختمان یا بدن در اثر تکان یا ضربه.
- Nach dem Erdbeben bebte die Erde kurz zurück.پس از زلزله، زمین برای لحظهای به عقب لرزید.
- Das alte Haus bebte bei jedem starken Windstoß zurück.خانه قدیمی با هر باد شدید به عقب میلرزید.