zurückjoggen

Aussprache: /tsuˈʁʏkˌdʒɔɡən/
Worttrennung: zu·rück·jog·gen
فعل

با دویدن آرام برگشتن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با دویدن آهسته به نقطه‌ای که از آنجا آمده‌اید، بازگشتن.

  • Nach dem Training joggte er langsam zum Auto zurück.پس از تمرین، او به آرامی با دویدن به سمت ماشین برگشت.
  • Sie vergaß ihre Tasche und musste ein Stück zurückjoggen.او کیفش را فراموش کرد و مجبور شد کمی را با دویدن برگردد.